
از همه که نه، اما من واقعاً از شما انتظار دارم که وقت شادکامی و شادابی و شادمانی، اینقدر بیشعور نباشی و یادت باشد زمانی بود که نه کامت شاد بود نه آبت شاد بود و نه مانت شاد بود و در آن زمان، ما رفیقِ غم و غصه و درد و مرضات بودیم و شانهای بودیم که اندوهات را رویش گریه میکردی بیصاحاب شده! درست نیست که حالا فراموش کنی و سرت به کار خودت باشد و یادی از ما نکنی ای فرشتهی مغضوبِ خدا! ...
ادامه مطلب
از همه که نه، اما من واقعاً از شما انتظار دارم که وقت شادکامی و شادابی و شادمانی، اینقدر بیشعور نباشی و یادت باشد زمانی بود که نه کامت شاد بود نه آبت شاد بود و نه مانت شاد بود و در آن زمان، ما رفیقِ غم و غصه و درد و مرضات بودیم و شانهای بودیم که اندوهات را رویش گریه میکردی بیصاحاب شده! درست...
ادامه مطلب
خب برگشتیم خانه چون هوا بهطرز شرمآوری گرم بود. بهنوبت رفتیم حمام و بعد غمگین ولو شدیم روی مبل و سیگار کشیدیم و با چشمهای چپشده به دود سیگارمان نگاه کردیم و کمی حرفهای غمگنانه زدیم دراینباره که دنیا به هیچ دردی نمیخورد و آدمها از وقتی عقلرس میشوند – یا حتا زودتر – فقط ناامیدانه سعی میکن...
ادامه مطلب