یک گلوله برای ژنرال

متن مرتبط با «خودم» در سایت یک گلوله برای ژنرال نوشته شده است

من حرفی دارم که حتا خودم هم نمی‌فهمم، چه برسد به شما!*

  • نیلوبلاگ

    بیدار که شدم دوستم رفته بود سر کار. نور از پنجره‌ی آشپزخانه می‌زد تو و فضای خانه‌ را طوری کرده بود که انگار توی کلیپی از کتی پری هستم و حتا دل‌ام خواست چیزی زیرلب زمزمه کنم. هرچند به خوشگلی کتی پری وقتی از خواب بیدار می‌شود نبودم. همان‌طور روی زمین و لای پتوها نشستم و به سکوتِ خانه‌ی دوستم نگاه کردم. نمی‌دانستم باید چه‌کار کنم یا کجا بروم. نمی‌دانستم چه‌طور کارم به آن‌جا کشیده. کاری نداشتم. تنها بودم. کسی توی ذهن‌ام نبود. نه خانواده‌ای نه عشقی نه دوستی و نه حتا دشمنی. خالی و خواب‌آلود و بی‌ثمر. ...

    ادامه مطلب
  • من حرفی دارم که حتا خودم هم نمیفهمم، چه برسد به شما!*

  • نیلوبلاگ

    بیدار که شدم دوستم رفته بود سر کار. نور از پنجرهی آشپزخانه میزد تو و فضای خانه را طوری کرده بود که انگار توی کلیپی از کتی پری هستم و حتا دلام خواست چیزی زیرلب زمزمه کنم. هرچند به خوشگلی کتی پری وقتی از خواب بیدار میشود نبودم. همانطور روی زمین و لای پتوها نشستم و به سکوتِ خانهی دوستم نگاه کرد...

    ادامه مطلب