
بسیار آسانتر بود اگر از این خیابانی که رد میشویم هر روز، رد نمیشدیم هر روز و از یک خیابان دیگری رد میشدیم هر روز که این خیابانِ هرروز نباشد. چون هرچهقدر هم که بلد باشی و زندگی کرده باشی و دنیادیده باشی باز لجنِ خاطرات از یکجایی میزند بالا و اشتهایت را کور میکند و چشمات را کور میکند و دلات را کور میکند و همهچیزت را کور میکند که نبینی و بعد هم نشنوی و بعد هم بیفتی یکگوشها...
ادامه مطلب
بسیار آسانتر بود اگر از این خیابانی که رد میشویم هر روز، رد نمیشدیم هر روز و از یک خیابان دیگری رد میشدیم هر روز که این خیابانِ هرروز نباشد. چون هرچهقدر هم که بلد باشی و زندگی کرده باشی و دنیادیده باشی باز لجنِ خاطرات از یکجایی میزند بالا و اشتهایت را کور میکند و چشمات را کور میکند و دلا...
ادامه مطلب